مسئولیت

سیاسی اجتماعی ادبی

مسئولیت

سیاسی اجتماعی ادبی

به مناسبت تماشای به رنگ ارغوان حاتمی کیا

 

 خداوندا در توفیق بگشای


بعضی‌ها که ریاضیشان خوب نیست فکر می‌کنند «پنج» همیشه از «یک» بزرگتر است یا اینکه «یک» همیشه مساوی «یک» است. حالا کاری ندارند که عدد «یک»، می‌تواند هم نماد یک جوجه باشد و هم نماد یک عقاب؛ این‌ها، همه را با هم مساوی می‌گیرند! مشکل اینطور آدم‌ها به معلم مقطع ابتدایی‌شان برمی‌گردد که همه مساله‌ها را با یک نوع میوه برایشان حل می‌کرده. مثلا معلم کلاس اول ما همیشه با پرتقال کار می‌کرد! یا معلم کلاس سوممان همیشه با سیب مسئله‌های ریاضی را حل می‌کرد. اینطوری خب بچه به اشتباه می‌افتد و فکر می‌کند همه‌ی «یک»ها با هم برابرند.

«یک» وقتی حسینع باشد، بزرگتر می‌شود از تمام عمرسعدهای تاریخ، بزرگ‌تر از رژیم بعث و همه قاتلانی که حمایتش کردند، بزرگتر می‌شود از همین صهیونیست‌ها. حسینع مگر «یک» نبود؟ پس چطور شده که شیاطین تاریخ اینطور از دستش به شکر خوردن افتاده‌اند؟

این دست نامعادله‌ها کم نیستند مثلا «یک» وقتی حسین فهمیده باشد، بزرگتر می‌شود از عظمت تانک‌ها و فرماندهان گردن کلفت بعثی. «یک» وقتی ایران اسلامی باشد، بزرگتر می‌شود از «پنج بعلاوه یک»! خلاصه اینکه در ورای ظاهر بسیاری از معادله‌ها نامعادلاتی نهفته. و تکراریست اگر بگویم ایرانی‌های بعد از انقلاب شده‌اند استاد تشکیل نامعادله‌ها. نامعادله‌هایی که، آن کسانی که ریاضیشان خوب نیست از درکش عاجز می‌مانند.

چند روز پیش «به رنگ ارغوان» حاتمی‌کیا را دیدم. چند روز بعدش ریگی توی تله‌موش بچه‌های اطلاعات افتاد و یکی-دو روز بعد دوباره گروهک دیگری در شمالغرب کشور به دام افتادند. خلاصه این چند روز جوری بود که نتوانستم از نامعادله‌هایی که اطلاعاتی‌ها ساخته‌اند ننویسم. نامعادله‌هایی که با اسمشان آغاز می‌شود؛ «یاران گمنام امام زمانعج».

سخت است نوشتن از کسانی که درباره‌شان هیچ نمی‌دانی. نه می‌دانی چطور کار می‌کنند و نه حتی چه کاری انجام می‌دهند. حاتمی‌کیا در فیلمش چند تا از این نامعادله‌ها را نشان داده. ماموری را نشان داده که اول نماز می‌خواند، بعد می‌رود سراغ دوربین‌ها و دستگاه‌های شنودی که خانه یک دختر تنها را کنترل می‌کنند. ماموری که در ابتدا عکس صفحه رایانه‌اش قبرهای خالی قبرستان است و بعداً...، و وقتی خطا می‌کند و طبق معادلات موجود باید حذف شود، پای نامعادله‌ها وسط می‌آید و مقام بالاترش با تفنگ خالی، او را نه از زندگی که از یار گمنام بودن عزل می‌کند.

به گفته‌ی حاتمی‌کیا، در این سیستم، «او» کاشف است، «او» قاضی‌ست، «او» عادل است. و همین «او»ست که با بزرگی وصف ناشدنی‌اش تمام این نامعادلات را می‌سازد. که باعث می‌شود همه‌ی ائتلاف‌های سیاسی و امنیتی نتواند ریگی را از آسمان ایران سالم رد کند و همان موقع که این ائتلاف دارد به ریش ایران می‌خندد اتفاقی بیافتد که خنده را زهرشان کند.

همین! از کسانی که نمی‌شناسمشان بیشتر از این گفتنی ندارم! فقط یک چیز می‌ماند؛

با شما هستم! شمایی که یاران بی‌نام و نشان آخرین منجی هستید. شاید وبلاگم را می‌خوانید، شاید هم هر موقع وارد اینترنت می‌شوم مرا رصد می‌کنید، یادتان نرود این نامعادله‌ها تا وقتی باقی‌ست که «او» حضور داشته باشد. که شما یاران گمنام امام زمانعج باشید!

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد